رمان باورم کن
ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٤  کلمات کلیدی: رمان دوست دارم باورم کنی ، دانلود رمان باورم کن نازنین ، رمان باورم کن نازنین ، دانلود رمان باورم کن

رمان باورم کن رمان باورم کن نازنین دانلود رمان باورم کن دانلود رمان باورم کن نازنین رمان دوست دارم باورم کنی رمان باورم کن


فصل اول

مامان ... مامان...
آنید با قیافه ی آشفته و در هم در حالی که مقنه اش و کج روی سرش گذاشته بود از اتاق بیرون اومد .
مامان جون پدر و مادرت جوراب من و پیدا کن به خدا دیرم شده الانه که بابا جیغ بکشه .
مامان : آخه دختر من 100 بار بهت نگفتم وسایلتو سر جاش بذار که راحت بتونی پیداش کنی .آخه چقدر سر به هوایی من الان جورابتو از کجا پیدا کنم آخه .
آنید از گردن مادرش آویزان شد و چشمهاش و ریز کرد و با التماس و صدای بغض کرده گفت : مامان جون قربونت برم از الان گوش میکنم و مرتب میشم این یه بارو برام پیدا کن ماشینم رفت .